English
دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی
مشاهده مقالات شماره
 دوره8،شماره1
 
1
مقایسه­ وضعیت سلامت بوم­ نظام‌های زراعی در استان­ های شمالی ایران طی سال ­های دهه 80
( 202 بازدید ) ( 41 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: با وجود کارکردهای پرشماری که بوم‌نظام‌های زراعی (اگرواکوسیستم ­ها) دارند ولی در سده اخیر بیشتر به‌عنوان واحدهای تولیدی مدنظر قرار گرفته ­اند. بوم‌نظام‌های زراعی رایج برای افزایش تولید به‌شدت وابسته به انرژی­ های فسیلی هستند که از راه کاربرد نهاده­ ها به آن­ها وارد می­ شوند. این نظام‌ها افزون بر آسیب ­پذیر بودن، باعث کاهش منابع انرژی و اثرگذاری­ های سوء محیطی می ­شوند، بنابراین نظارت و مدیریت دقیق بر آن­ها به‌ منظور کاهش مشکلات و پایداری تولید در بوم‌نظام‌های زراعی ضرورت خواهد داشت. بسیاری از محققان براین باورند، مشکلات نظام ­های زراعی پیچیده کشاورزی باید در قالب سلامت بوم‌ نظام‌های زراعی بررسی و شناسایی شود مفهوم سلامت مربوط به توانایی حفظ و ارتقاء ویژگی­ های مختلف مانند تنوع، تولید، قابلیت برگشت، ثبات، خوداتکایی و انسجام در بوم‌نظام زراعی است و ارزیابی این ویژگی­ ها در ابعاد اقتصادی-اجتماعی، انسانی و محیطی و همچنین روابط و اثرهای متقابل آن­ها درمجموع نشان­ دهنده سلامت یک بوم‌نظام زراعی خواهد بود.مواد و روش­ ها: در این بررسی به‌منظور ارزیابی وضع سلامت بوم‌نظام‌های زراعی سه استان گلستان، مازندران و گیلان در سال‌های دهه 80 خورشیدی، با توجه به داده­ های موجود، درآغاز ویژگی­ های بوم‌نظام‌های زراعی در سه ملاک ارزیابی شامل ساختاری، کارکردی و سازمانی دسته­ بندی شدند. آنگاه برای کمی کردن هر ملاک از چندین سنجه استفاده شد. پس از نرمال‌سازی سنجه­ ها که به‌منظور جمع ­پذیر شدن آن­ها انجام شد، هر ملاک در یک استان از مجموع سنجه ­های آن ملاک در استان به دست آمد.نتایج و بحث: سلامت کل بوم‌نظام‌های زراعی هر استان حاصل جمع سنجه­ های ملاک ­های سه­ گانه بود. نتایج این بررسی نشان داد که سلامت کل بوم‌نظام‌های زراعی استان مازندران طی ده سال بررسی بالاتر از دو استان دیگر بود و استان­ های گلستان و گیلان در مقام دوم و سوم قرار داشتند. سلامت ساختاری و سازمانی بوم‌نظام‌های زراعی استان مازندران نقش مؤثرتری در بالاتر بودن سطح سلامت کل بوم‌نظام‌های زراعی این استان داشت. در استان گیلان بوم‌نظام‌های زراعی ازنظر هر سه ملاک ساختاری، کارکردی و سازمانی در سطح ضعیفی قرار داشتند. بوم‌نظام‌های زراعی استان گلستان طی دوره بررسی ازلحاظ سازمانی وضعیت بهتری نسبت به ویژگی­ های کارکردی و ساختاری داشتند.نتیجه­ گیری: در مقایسه سه استان شمالی کشور، بوم‌نظام‌های زراعی استان گیلان دارای سطح سلامت کمتری نسبت به دو استان دیگر بودند؛ بنابراین بهره­ برداری پایدار از بوم­ نظام­ های زراعی این استان نیاز به برنامه ­ریزی و مدیریت دقیق دارد. افزایش تنوع کشت گونه ­های زراعی، کاهش تراکم زراعی و فراهمی ماشین­ های کشاورزی در استان موجب افزایش سطح سلامت ساختاری بوم ­نظام ­ها خواهد شد. استفاده از بقولات در تناوب و کاهش کاربرد کودهای شیمیایی می­ تواند با افزایش سطح سلامت سازمانی، توانایی بوم‌نظام‌های زراعی استان را در ارائه کارکردهای متنوع افزایش داده و درمجموع باعث افزایش سطح سلامت کل شود. در استان مازندران و گلستان توجه به ویژگی­ های ساختاری بوم‌نظام‌های زراعی (به‌ویژه کاهش تراکم زراعی و افزایش دسترسی به سامانه‌های آبیاری تحت‌فشار و ماشین­ های کشاورزی) در کنار شرایط به ­نسبت مطلوب سلامت سازمانی بوم ­نظام­ ها می ­تواند منجر به افزایش سلامت کارکردی و درنهایت ارتقاء سلامت کل بوم‌نظام‌های زراعی شود.
تخصص ها : سلامت ساختاری، سلامت سازمانی، سلامت کارکردی، کشاورزی پایدار.

2
مطالعه تأثیر روش­ های مختلف مهار علف ­های هرز سیب­ زمینی (Solanum tuberosum L.) بر پارامترهای زیستی خاک
( 192 بازدید ) ( 40 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: مدیریت علف ­های هرز و یا هر نوع مدیریت در کشاورزی باید از نظر تاثیر بر بوم‌نظام (اکوسیستم) خاک مورد توجه قرار گیرد. ترکیب خاکپوش و هر نوع مدیریتی که خاک را تحت­ تأثیر قرار دهد از جمله مهم­ ترین عامل‌هایی هستند که ویژگی‌های شیمیایی، فیزیکی و زیستی خاک را نیز تحت­­ تأثیر قرار می­دهد. هدف از این بررسی، ارزیابی تأثیر روش ­های مختلف مدیریت علف ­های هرز سیب­زمینی بر ویژگی‌های زیستی خاک بود.مواد و روش ­ها: این آزمایش در سال زراعی 1394 در دو ایستگاه­ تحقیقات کشاورزی آلاروق و سامیان در استان اردبیل در قالب طرح بلوك ­هاي كامل تصادفي در سه تكرار اجرا شد. تيمارهاي آزمايش شامل 1) سم­پاشي با علف­کش تریفلورالین 2) سم­ پاشي با علف­کش متریبوزین 3) اعمال كولتيواتور زدن بین پشته ­ها 4) کاربرد کلش یا بقایای گیاهی (خاکپوش) گندم 5) کاربرد کلش یا بقایای گیاهی (خاکپوش) کلزا 6) کاربرد خاکپوش پلاستیک پلی ­اتیلن سیاه رنگ 7) کاربرد خاکپوش پلاستیک پلی ­اتیلن شفاف، 8) شاهد وجین علف­های هرز در طول فصل رشد 9) شاهد وجین نکردن علف­های هرز در طول فصل رشد. نمونه ­برداری خاک در دو مرحله، مرحله اول 30 روز پس از اعمال تیمار­ها و مرحله دوم 60 پس از اعمال تیمار­ها صورت گرفت و پس از آن زیست­ توده میکروبی، کربن آلی و تنفس خاک اندازه گیری شدند. در انتهای فصل رشد، عملکرد غده سیب ­زمینی اندازه­ گیری شد.نتایج و بحث: تیمار­های به کاربرده شده در این آزمایش توانستند تفاوت معنی ­داری را در مقدار کربن زیست­ توده میکروبی، کربن آلی خاک، تنفس پایه و تنفس برانگیخته ایجاد کنند به­ طوری که بیشترین میزان زیست ­توده میکروبی در تیمار­های خاکپوش کلش گندم و خاکپوش کلش کلزا در هر دو مرحله نمونه­ برداری مشاهده شد. اما کمترین میزان زیست ­توده میکروبی در نمونه ­برداری مرحله اول به تیمارهای کاربرد تریفلورالین و متریبوزین مربوط بود و در مرحله دوم نیز کاربرد کولتیواتور زدن به­ طور معنی­ داری توانست زیست ­توده میکروبی را نسبت به تیمار کاربرد بقایای گیاهی کاهش دهد. کربن آلی نیز در تیمارهای کاربرد خاکپوش گندم و کلزا نسبت به دیگر تیمارها بیشترین میزان را در طی دو مرحله به خود اختصاص داد به عبارتی  تیمارهای کاربرد خاکپوش گیاهی توانستند میزان کربن آلی خاک را افزایش دهند. کمترین میزان ماده آلی نیز در طی دو مرحله به تیمار خاکپوش پلاستیک شفاف اختصاص داشت. بیشترین میزان تنفس پایه در مرحله اول به تیمارهای خاکپوش بقایای گیاهی کلزا، گندم و خاکپوش پلاستیک سیاه مربوط بود اما کمترین میزان تنفس پایه در طی مرحله اول نمونه ­برداری به تیمارهای کاربرد تریفلورالین مربوط بود و در طی مرحله دوم نیز بیشترین میزان تنفس پایه به تیمار­های کاربرد خاکپوش بقایای گیاهی گندم، کلزا و علف­کش متریبوزین تعلق داشت. اما تنفس برانگیخته نیز در این بررسی بیشترین میزان خود را در تیمار­های خاکپوش کلش گندم و کلزا و کمترین میزان را در اعمال کولتیواتور زدن در طی مرحله اول نشان داد. بیشترین عملکرد غده در تیمارهای وجین علف­های هرز و خاکپوش ­­های گیاهی و کمترین آن در شاهد وجین نکردن علف­های هرز و خاکپوش پلاستیک شفاف مشاهده شد.نتیجه­ گیری: همان ­گونه که در همه ­ی روش ­های اعمال شده در این بررسی برای مدیریت علف­های هرز مشخص است، کاربرد بقایای گیاهی به طورمعمول مقدار همه ­ی پارامتر (فراسنجه)های زیستی خاک را افزایش داد و این می ­تواند دلیلی بر کارایی مثبت و شایان توجه این گونه مدیریت موثر مواد آلی باشد در این بررسی مشخص شد که تیمار­های مدیریتی بقایای گیاهی، خاکپوش پلاستیک سیاه، و کولتیواتور زدن توانستند عملکرد غده را از آسیب علف­های هرز حفظ کنند، در نتیجه استفاده از خاکپوش ­ها به ویژه بقایای گیاهی در مقایسه با کاربرد علف‌کش می ­تواند موجب مهار (کنترل) مناسب علف­ های هرز شوند.
تخصص ها : تریفلورالین، خاکپوش، ریز­جاندارار، کلزا، گندم، متریبوزین.

3
تاثیر تراکم ­های مختلف گیاه پوششی شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.) بر رقابت بین علف­ های هرز و آفتابگردان
( 185 بازدید ) ( 42 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: راهکارهای زراعی مدیریت علف­های هرز از جمله گزینه های موثر، کم هزینه، سازگار با محیط زیست و بدون اثرگذاری‌های سوء بر سلامت انسان است که امروزه بر به کارگیری آنها در جهت توسعه کشاورزی پایدار تاکید شده است. گیاهان پوششی به صورت زنده بواسطه رقابت بر سر منابع رشدی و در صورتی که بقایای مرده آن در خاک حفظ شود با تولید ترکیبات دگرآسیبی (آللوپاتیکی) بر رشد و رقابت علف های هرز رقیب تاثیر گذار خواهند بود. بدین منظور گیاه شنبلیه با شبکه (سیستم) ریشه ­ای سطحی، توانایی تثبیت نیتروژن و همچنین خاصیت دگرآسیبی به عنوان گیاه پوششی انتخاب و تاثیر تراکم های مختلف آن بر رشد و رقابت علف های هرز مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش ­ها: آزمايش در قالب بلوك كامل تصادفي با شش تيمار و سه تكرار در سال 1395 در مزرعه­ ي پژوهشي دانشكده ­ ي كشاورزي مجتمع آموزش عالی تربت جام اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل کشت 0، 10، 20، 30 و 40 بوته در متر مربع گیاه شنبلیله به عنوان گیاه پوششی و یک تیمار شاهد بود. به ­منظور تعیین ماده خشک تولیدی در آفتابگردان، شنبلیله و علف­ های هرز نمونه گیری تخریبی از 60 سانتی‌متر طولی ردیف انجام شد. پس از آزمون نرمال بودن خطای آزمایشی داده‌ها، تجزیه واریانس داده ها با استفاده از نرم افزار SAS انجام شد. نتایج و بحث: بیشترین و کمترین ماده خشک تولیدی علف­ های هرز به ترتیب در تراکم 0 بوته و 20 بوته شنبلیله در متر مربع به دست آمد. نتایج نشان داد، فارغ از میزان تراکم گیاه شنبلیله، کاشت گیاه شنبلیله همزمان با کشت آفتابگردان کاهش دست‌کم درصدی رشد علف­ های هرز رقیب را بدنبال داشت، و این کاهش رشد علف های هرز با استقرار تراکم مناسبی از گیاه شنبلیله نیز می تواند تا 78 درصد افزایش یابد. بیشترین و کمترین سطح برگ، ماده خشک و عملکرد تولیدی توسط آفتابگردان به ترتیب در تراکم های 20 و 40 بوته در متر مربع گیاه پوششی به دست آمد. به جز تراکم 20 بوته در متر مربع گیاه پوششی شنبلیه، دیگر تراکم­ های گیاه پوششی باعث کاهش معنی­دار عملکرد دانه آفتابگردان نسبت به تیمار شاهد بدون رقابت علف­ های هرز شدند. تجزیه رگرسیون نیز نشان داد که پاسخ رشد و عملکرد دانه آفتابگردان به افزایش تراکم گیاه پوششی از یک روند درجه دوم پیروی می­‌کند، به طوری که رشد و عملکرد آفتابگردان در تراکم های کمتر و بیشتر از حد مطلوب گیاه پوششی کمتر از تراکم مطلوب آن بود. از سوی دیگر، در کاهش رقابت علف­های هرز رقیب نقش تراکم­ های بالاتر از حد مطلوب گیاه پوششی بیشتر از ترکم های کمتر از حد مطلوب گیاه پوششی است. بدین ترتیب استقرار یک تراکم مناسب از گیاه شنبلیله باعث اشغال آشیان اکولوژیک (بوم‌شناختی) موجود، کاهش منابع رشدی قابل دسترس و درنهایت کاهش رشد علف­های هرز رغیب شده است.نتیجه ­گیری: با توجه به کاهش رقابت علف­های هرز در حضور شنبلیله به عنوان گیاه پوششی و ارزش اقتصادی گیاه شنبلیله، می­ توان از این گیاه به عنوان یک گزینه مدیریتی مناسب در کشتزارهای آفتابگردان در قالب یک نظام جامع مدیریت علف­های هرز استفاده کرد.
تخصص ها : آنالیز رگرسیون، تداخل، شنبلیله، ماده خشک، مدیریت های زراعی.

4
بررسی تأثیر پدیده انسو بر عملکرد انگور آبی و دیم ایران
( 186 بازدید ) ( 36 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: عملکرد محصولات کشاورزی، از جمله متغیرهایی به شمار می‌آیند که ارتباط تنگاتنگی با ویژگی‌های اقلیمی و  آب و هوایی دارند. پديده انسو در قالب الگوهاي پيوند از دور، متغير اقليمي است كه بر عامل‌های هواشناسي، نوسان‌های اقليمي و عملکرد محصولات کشاورزی تاثیر دارد. كشور ايران يكي از سرزمين­ هاي اوليه كشت انگور در جهان به ­شمار می­ رود. از آنجايي كه سطح زير كشت و مقدار توليد انگور نسبت به دیگر محصولات باغباني بسيار چشمگير بوده و به صورت­ هاي مختلف در بازارهاي داخلي و خارجي مصرف دارد، بنابراین به لحاظ اقتصادي از معدود محصولاتي است كه مي ­تواند يكي از اقلام صادرات غير نفتي را تشكيل دهد. با توجه به اهميت عملکرد انگور، و تأثيرپذيري عملکرد محصولات زراعی و باغی از پديده انسو كه توسط محققان مختلف به اثبات رسيده است و نبود تحقيقات همانند در مورد محصولات باغی به‌ویژه انگور در ایران، تحقيق حاضر بر اين تلاش است، تا تأثیر اين پديده را در فازهاي مختلف النينو و لانينا بر مقدار عملکرد انگور آبی و دیم در سطح کشور بررسي و ارزیابی کند.مواد و روش­ ها: در این پژوهش به‌منظور بررسی و ارزیابی تأثیر پدیده انسو بر عملکرد انگور، از داده ­های وزن خوشه  انگور آبی و دیم به‌عنوان عملکرد ثبت شده در 27 استان کشور طی سال­ های 1394 - 1378 استفاده شد. برای بررسی تأثیر پدیده انسو، اطلاعات ماهانه 9 شاخص مختلف پدیده انسو  شامل SOI، PNA، NOI، NINO 3.4، NINO 1+2، NINO 3، NINO 4، MEI و TNI طی دوره آماری متناظر با عملکرد انگور (1999 تا 2015 میلادی) تهیه شد. به‌منظور شناسایی موثرترین شاخص پدیده انسو بر عملکرد انگور آبی و دیم، همبستگی بین مقدار عملکرد با هر یک از شاخص‌های پدیده انسو در ماه‌های مختلف با آزمون پیرسون در محیط نرم‌افزار SPSS بررسی شد. درنهایت نقشه‌های پهنه‌بندی با درنظر گرفتن عملکرد انگور آبی و دیم در هر یک از سال‌هاي رخداد النینو و لانینا بر پایه مناسب‌ترین شاخص پدیده انسو، ترسیم شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد، شاخص نینو 2+1 (NINO 1+2) در ماه فروردین به‌عنوان موثرترین شاخص پدیده انسو در تغییرپذیری‌های رفتار عملکرد انگور آبی و شاخص اقیانوس آرام آمریکاي شمالی (PNA) در ماه مرداد به‌دلیل دارا بودن بیشترین ضریب همبستگی، به‌عنوان موثرترین شاخص پدیده انسو در توجیه نوسان‌های عملکرد انگور دیم کشور معرفی شدند. مقایسه مقدار عددی همبستگی پدیده انسو با عملکرد انگور آبی و دیم نشان داد، تأثیر پدیده انسو بر تغییرپذیری‌های عملکرد انگور آبی بیش از عملکرد انگور دیم بود (633/0+ در مقابل 534/0-). میانگین عملکرد انگور در فازهای النینو و لانینای شاخص‌های منتخب نیز نشان داد که رخداد فاز لانینا منجر به افزایش 5/24 درصد عملکرد انگور آبی نسبت به فاز النینو شد. به‌طوری که میانیگن عملکرد انگور آبی در فازهای لانینا و النینو به‌ترتیب 11822 و 9490 کیلوگرم بر هکتار بود. در حالی که  میانگین عملکرد انگور دیم در فازهای لانینا و النینو به‌ترتیب 2401 و 3552 کیلوگرم بر هکتار به‌دست آمد که بیان‌گر افزایش عملکرد انگور دیم در فاز النینو نسبت به لانینا به میزان 9/47 درصد است.نتیجه ­گیری: در مجموع تأثیر پدیده انسو بر تغییرپذیری‌های عملکرد انگور آبی و دیم در سطح کشور مورد تایید قرار گرفت. لیکن تأثیر پدیده انسو بر عملکرد محصولات کشاورزی، نه تنها به نوع محصول بلکه به روش کشت و منطقه موردنظر نیز بستگی دارد. بنابراین می‌توان اظهار داشت نتایج حاصل از تاثیرپذیری عملکرد محصولات کشاورزی از پدیده انسو قابل تعمیم نبوده و در هر منطقه بسته به نوع کشت، نیاز به بررسی دارد.
تخصص ها : PNA، NINO 1+2، النینو، لانینا، انگور.

5
پهنه­ بندي بوم­ شناختی زراعی گندم آبی با استفاده از سامانه­ های اطلاعات جغرافیایی و مدل تحلیل سلسله مراتبی در استان ایلام
( 218 بازدید ) ( 62 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: بررسی تناسب اراضی  برای تولید محصول پایدار در مناطق خشک و نیمه خشک مورد نیاز است. گیاهان زراعی بهترین رشد را در مکان‌هایی دارند که شرایط آب و هوایی و عامل ­های خاکی نیازهای رشدی آنها را به بهترین نحو تامین می‌کنند. عامل ­هایی مانند ارتفاع، شیب، جهت شیب، نوع خاک، پوشش زمین و بسیاری از عامل­ های آب و هوایی که بر رشد محصول تاثیر دارند، در مشخص کردن مناسب­ ترین مناطق برای کشت یک گیاه تعیین کننده هستند. روند طبقه­ بندی تناسب اراضی شامل ارزیابی و گروه­ بندی مناطق خاصی از نظر مناسب بودن آنها برای استفاده مشخصی است. در این پژوهش، توانایی دیمزارهای غرب کشور از نظر کشت گندم آبی در استان ایلام با استفاده از GIS و روش مدل تحلیل سلسله مراتبی  (Analytical Hierarchy Process: AHP)  مورد ارزیابی قرار گرفت که ضمن آن متغیرهای اقلیمی متناسب با نیازهای اکوفیزیولوژی گندم بررسی شده و درنهایت مناطق به سه منطقه مستعد، نیمه ­مستعد و نامستعد، طبقه ­بندی شدند. مواد و روش­ ها: در این تحقیق ، متغیرهای اقلیمی دما و  بارش از 7 ایستگاه سینوپتیک (همدید) منطقه و متغیرهاي محیطی شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، فاصله از رودخانه، بافت و مواد آلی خاك، احتمال رخداد دماهای مناسب در مرحله­ی جوانه­ زنی، احتمال رخداد دمای بیشینه روزانه ºC25 و بیشتر در مرحله ­ی گلدهی و احتمال رخداد دمای بیشینه روزانه ºC30 و بیشتر در مرحله­ ی پرشدن دانه به عنوان عامل­ های مؤثر در پهنه ­بندي، مورد استفاده قرار گرفت. درآغاز داده­ هاي مربوط به هر­کدام از عامل‌های اقلیمی و متغیرهای محیطی استخراج شد، آنگاه نقشه­ هاي مربوط به این متغیرها ترسیم شد. در ادامه وزن هر لایه اطلاعاتی با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی مشخص و تلفیق لایه ­های مورد نظر در محیط GIS انجام شد. روش‌های رگرسیون، Kriging و IDW برای درونیابی متغیرهای محیطی مورد استفاده قرار گرفتند. سپس نقشه ­ی پهنه­ بندي اراضی مستعد کشت گندم آبی در استان ایلام به­ دست آمد. پهنه­ بندی اراضی در پنج طبقه شامل: بسیار مناسب، مناسب، متوسط، ضعیف و نامناسب بر پایه تقسیم بندی سازمان خواربار و کشاورزی (فائو) انجام شد. اراضی بسیار ضعیف دارای محدودیت­ های شدیدی هستند که به ندرت از طریق نهاده­ های ورودی یا شیوه­ های مدیریتی می­توان بر آنها غلبه کرد. نتایج و بحث: نتايج تجزيه و تحليل پرسشنامه ­هاي AHP نشان داد، در بين عامل‌های موثر در تناسب اراضی، دمای مناسب در مرحله کاشت (31/0) و ارتفاع (009/0) دارای بيشترين و کمترين وزن بودند. در این مدل AHP نسبت سازگاری حدود 035/0 است. این نشان می دهد که مقایسه معیارها بسیار درست بوده و وزن­های نسبی برای استفاده در تجزیه و تحلیل تناسب اراضی در ایلام مناسب بود. بر پایه نقشه ­ی نهایی پهنه­ بندی به ­دست آمده، 23/31 درصد از اراضی استان براي کشت بسیار مناسب، 74/34 درصد مناسب، 91/13 درصد داراي قابلیت متوسط،  04/16 درصد ضعیف و 04/8 درصد نیز براي کشت گندم آبی نامناسب هستند. در حال حاضر 08/22 درصد از سطح زمین‌های کشاورزی استان زیر کشت گندم است.  نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که نقش هر­یک از متغیرهای اقليمی و محیطی بر عملکرد گندم آبی در مناطق مختلف استان ایلام متفاوت است. همچنین می توان مناطق مناسب برای کشت گندم آبی را با استفاده از روش GIS و روش AHP تعیین کرد. نتیجه­ گیری: در اين تحقيق، موثرترين عامل‌ها در تعيين تناسب اراضی براي کشت گندم، دماي مناسب در مرحله کاشت، احتمال رخداد بیشینه دماي 25 درجه سلسیوس و بیشتر در طول گلدهي، ارتفاع و شيب بود. نتیجه دیگری که از این تحقیق گرفته شد، تأیید قابلیت GIS در پهنه ­بندی است.
تخصص ها : متغیر­های محیطی، دما، بارش، GIS، AHP.

6
تأثیر تنوع گونه ای بر عملکرد علوفه و ویژگی ­های کیفی خاک در حاشیه دریاچه ارومیه
( 179 بازدید ) ( 48 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: افزایش تنوع گیاهی عملکرد علوفه را افزایش داده منجربه بهبود پایداری عملکرد و باعث حفظ مواد غذایی خاک می­شود. علف‌زارهای با تنوع گونه ای بالا ظرفیت تولید بیشتری دارند. شماری از محققان اشاره دارند، بر اینکه نیروی تولید و پایداری بوم‌نظام (اکوسیستم)‌ها پیوسته وابسته به تنوع گونه ای نیست، بلکه وابسته به حضور گونه‌های کلیدی و گونه‌های عملکردی است. یکی از روش‌های جلوگیری از فرسایش، ایجاد پوشش مناسب گیاهی است. در دهه‌های اخیر کنترل فرسایش خاک‌ها به ویژه در مراتع کشور از مهم ­ترین هدف ­های حفظ منابع طبیعی کشور و افزایش تولید به شمار می‌رود. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر کاشت چهار گیاه مرتعی با ترکیب‌های یک، دو، سه و چهارتایی در سه تکرار و در ارومیه انجام شد.مواد و روش ­ها: این آزمایش در سال زراعی 1395 در حاشیه دریاچه ارومیه انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 16 ترکیب تیماری در هر تکرار در سه تکرار اجرا شد. تیمار‌های مورد آزمایش نوع گونه Arrhenatherum elatius، Agropyron trichophorum، Bromus inermis ، Festuca arundinacea و ترکیب دو، سه و چهار تایی این گونه‌ها بود. اندازه گیری‌های مورد بررسی در سال دوم آزمایش انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار Mstat-c انجام شد. برای مقایسه میانگین های‌ها از آزمون دانکن در سطح احتمال پنج درصد استفاده شد. برای ترسیم نمودارها نیز از نرم افزار Excel استفاده شد.نتایج و بحث: بنابر نتایج این بررسی کاشت گیاهان به صورت ترکیب‌های 3 تایی و چهارتایی به طور شایان ملاحظه ای میزان روان آب و حجم رسوبات خاک را کاهش داده و باعث کاهش شدت فرسایش شد، ولی ترکیب‌های یک و دوتایی دارای تاثیر کمتری در کنترل فرسایش بودند. با این وجود از نظر عملکرد علوفه بین ترکیب‌های دو، سه و چهارتایی گیاهان مرتعی مورد بررسی اختلاف معنی داری وجود نداشت، ولی در ترکیب‌های دو، سه و چهارتایی گیاهان مرتعی مورد بررسی از نظر عملکرد علوفه نسبت به عدم کاشت گیاهان مرتعی و کاشت تک گونه مرتعی مقادیر بالاتری به دست آمد. در این بررسی همه ­ی تیمارهای اعمال شده باعث بهبود ضریب خاموشی شد. با توجه به نتایج به دست آمده، کاشت گیاهان مرتعی باعث افزایش درصد پوشش سطح زمین و شاخص زیستی خاک شد، ولی باعث کاهش محتوای نیتروژن، فسفر و پتاسیم و سدیم خاک شد. بیشترین محتوای نیتروژن و فسفر در تیمار A.elatius × A. trichophorum × B. inermis × F. arundinacea و بیشترین پتاسیم مربوط به تیمار A.elatius × A. trichophorum × B. inermisو A.elatius × A. trichophorum × F. arundinacea بود. شاخص زیستی خاک تحت تاثیر کاشت گیاهان مرتعی و به ویژه A.elatius × A. trichophorum × B. inermis × F. arundinacea افزایش یافت که معادل 73 درصد افزایش بود که این افزایش در ارتباط با افزایش زیست‌توده خشک و تاج‌پوشش (تاج‌پوشش ) گیاهی و افزایش مصرف مواد غذایی بود.نتیجه ­گیری : در کل با توجه به نتایج به نظر می‌رسد کاشت گیاهان مرتعی و به ویژه کاشت سه تایی و چهارتایی گیاهان مرتعی، علاوه بر افزایش عملکرد علوفه، باعث کنترل مطلوب فرسایش نیز می‌شود، چرا که کاشت گیاهان مرتعی باعث بهبود ویژگی‌های خاک می‌شود.
تخصص ها : شمار گونه، فرسایش، مرتع، میزان تولید.

7
بررسی تداخل چند گونه­ ای علف­های هرز با عدس دیم (Lens culinaris L.) در شرایط طبیعی دیمزار
( 147 بازدید ) ( 38 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: عدس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حبوبات در نظام‌های کشاورزی، به دلیل ویژگی‌های ساختاری توان رقابتی ضعیفی با علف‌های هرز دارد. از این‌رو مدیریت و مهار (کنترل) علف‌های هرز برای جلوگیری از کاهش عملکرد عدس ضروری به نظر می‌رسد.به‌طورعموم در کشتزارهای کشاورزی عملکرد تحت تأثیر تداخل تک گونه‌ای علف‌های هرز قرار نداشته و حضور چندین گونه علف هرز منجر به کاهش محصول می‌شود. لذا بررسی تداخل چند گونه­ ای علف‌های هرز در سطح کشتزار اطلاعات سودمندی را به همراه دارد. با توجه به مطالب یاد شده در این بررسی تداخل چند گونه­ای علف­های هرز با عدس در شرایط طبیعی دیمزار مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش ­ها: این آزمایش در یکی از کشتزارهای عدس دیم پاییزه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی، کرمانشاه انجام شد. نمونه‌برداری در دو مرحله به‌صورت نظام‌یافته (سیستماتیک) در قالب شبکه‌ای از نقاط منظم مربعی با فاصله‌های 7 متر با استفاده از چهارگوشه (کوآدرات) یک متر مربعی انجام و مختصات جغرافیایی هر یک از نقاط نمونه‌برداری با استفاده از دستگاه GPS ثبت شد. نخستین نمونه‌برداری همزمان با مرحله پیش از گلدهی عدس به‌صورت غیر تخریبی با ثبت تراکم، ارتفاع و درصد تاج پوشش گونه‌های مختلف علف ­های هرز و درصد تاج پوشش عدس انجام شد. دومین نمونه‌برداری، در آخر فصل رشد، به‌دقت در همان نقاط نمونه‌برداری اول، به‌صورت تخریبی با ثبت وزن خشک و تراکم علف‌های هرز و عملکرد عدس انجام شد. رابطه بین تراکم و ارتفاع و تاج پوشش علف‌های هرز با عملکرد عدس با استفاده از روابط رگرسیونی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج مربوط به ارزیابی تأثیر تراکم، درصد تاج پوشش و ارتفاع علفهای هرز کشتزار بر عملکرد عدس، نشان داد، مدل رگرسیونی مربوطه (p 0.01معنی‌دار بوده و قادر به بیان تغییرات متغیر وابسته تحت تأثیر متغیرهای مستقل بود، افزون براین عملکرد عدس به‌طور شایان توجهی تحت تأثیر تراکم و درصد تاج پوشش علفهای هرز کشتزار قرار گرفت (p 0.01، به این ترتیب که با افزایش تراکم و درصد تاج پوشش علف های هرز (به ترتیب با ضریب ­های کاهشی 62/0- و 67/0-) از میزان عملکرد عدس کاسته شد. این در حالی بود که ارتفاع علفهای هرز تأثیر معنی‌داری بر عملکرد عدس نشان نداد. بررسی همبستگی بین تراکم علف ­های هرز با عملکرد عدس نشان داد، از میان علف‌های هرز غالب دیمزار، تنها سه علف هرز سلمه تره (Chenopodium album)، علف هفت بند (Polygonum aviculare) و خردل وحشی (Sinapis arvensis) همبستگی منفی معنی داری با عملکرد عدس داشتند، نیز در نتایج بررسی خود روی روابط علف‌های هرز و گندم پاییزه، گزارش کردند، از میان هفت گونه علف هرز موجود در گندمزار تنها سه گونه دارای تأثیری منفی بر عملکرد گندم بودندADDIN EN.CITE Noroozi2003189189189ref-type name='Journal Article'>17Noroozi, ShahrzadMazaheri, DaryoushGhanbari, AliEvaluation effects of multispecies competitionof weeds on wheat yield and its components in Shirvan areaIn Agronomy and HorticultureIn Agronomy and Horticulture90-84 .( In Persian with English abstract).60320031019-9632. بررسی رابطه بین درصد تاج پوشش علف ­های هرز با عملکرد عدس نشان داد، چهار علف هرز خردل وحشی، خار زردک (Picnomon acarna)، دانه مرغ (Cerastium perfoliatum) و پیچک صحرایی صورتی Convolvolus stachydifolius) همبستگی منفی معنی داری با عملکرد عدس داشتند. به‌طور کلی، سطوح مختلف درصد تاج پوشش علف‌های هرز یادشده از نظر کاهش عملکرد عدس اختلاف معنیدار داشتند، به‌طوری­ که با افزایش درصد تاج پوشش علف‌های هرز عملکرد عدس روند کاهشی نشان داد. نتایج دیگر تحقیقات نیز نشان داده، گیاهان با افزایش سطح تاج‌پوشش (کانوپی) گیاهان مجاور تحت تأثیر قرار می­گیرند.نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان دهنده تأثیر معنی دار تراکم و تاج پوشش علف­ های هرز بر عملکرد عدس بود، به‌طوری‌که افزایش تراکم و تاج‌پوشش علف­ های هرز سبب کاهش معنی دار عملکرد عدس شد. همچنین، نتایج نشان داد، علف­های هرز توانستند تأثیرگذاری‌های منفی یا مثبت بر عملکرد گیاه زراعی داشته باشند، به‌طور کلی در میان علف­ های هرز ثبت شده در دیمزار تنها چند گونه علف هرز تأثیر منفی شایان توجهی بر عملکرد عدس داشتند.
تخصص ها : رقابت علف­ های هرز، سایه اندازی، درصد تاج پوشش، تنوع گونه ­ای.

8
تجزیه و تحلیل خلاء عملکرد گندم و عامل ­های مؤثر بر آن در استان کرمان
( 146 بازدید ) ( 31 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: با توجه به بحث کمبود منابع آبی در ایران، امکان افزایش سطح زیر کشت برای تأمین تقاضای رو به رشد مصرف گندم نیست. در کشور بین میانگین عملکرد واقعی و پتانسیل (قابلیت) هر منطقه اختلاف شایان‏ توجهی دارد. شناخت پتانسیل‌ها و همچنین میزان و نحوه تأثیر هر یک از عامل‌های محدود‏کننده عملکرد به ‏صورت جداگانه، نقش مهمی در تعیین راهبردهاي مدیریتی جایگزین برای کاهش خلاء عملکرد دارد.  این تحقیق به منظور ارزیابی میزان پتانسیل و خلاء عملکرد گندم و همچنین سهم نسبی متغیرهاي اقلیمی و مدیریتی بر آن در استان کرمان اجرا شد.مواد و روش ‏ها: برای انجام این تحقیق، اطلاعات هواشناسی و مدیریتی برای همه­ ی شهرستان‌های استان کرمان استخراج و عملکرد و پارامتر فراسنجه)های مختلف رشدی گندم با استفاده از مدل سامانه گیاهی گندم (CERES-Wheat) همانند‏سازی شد. از اطلاعات مستخرج از آزمایش‌ها و داده ‏های مربوط به مراکز تحقیقات شهرستان ‏های مختلف استان کرمان برای واسنجی و تعیین اعتبار مدل استفاده شد. همچنین، برای تعیین سهم نسبی هر کدام از عامل‌های اقلیمی و مدیریتی بر میزان پتانسیل و خلاء عملکرد از رگرسیون چندگانه استفاده شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد، مدل سامانه گیاهی گندم (CERES-Wheat) برآورد شایان پذیرشی از رشد و عملكرد گندم در منطقه کرمان داشت. بررسی میانگین ده ساله عملکرد گندم در استان کرمان نشان داد، دامنه عملکرد گندم از 2 تا 6/4 تن در هکتار متغیر بود. نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد، رابطه کود نیتروژن، فسفر و آب با عملکرد واقعی مثبت بوده که در این بین، بیشترین ضریب همبستگی (97/0) مربوط به میزان آب مصرفی می‌باشد. به‏ طوری‏که، بیشترین عملکرد واقعی گندم در مناطقی وجود دارد که بیشترین حجم نهاده‏ ها را مصرف می‏کنند. میزان عملکرد بالقوه (پتانسیل) نیز برای مناطق مختلف استان کرمان بین 6/6 تا 2/8 تن در هکتار همانندسازی شد. تجزیه و تحلیل رگرسیونی تایید کرد که دما مهم ‏ترین عامل مؤثر بر عملکرد بالقوه در استان کرمان بوده و رابطه معکوس با این شاخص دارد. دامنه خلاء عملکرد گندم نیز برای مناطق مختلف استان کرمان از 33/2 تن در هکتار برای شهرستان کهنوج تا 84/4 تن در هکتار برای شهرستان بافت متفاوت بود. در بیشتر مناطق استان، آب مهم ‏ترین عامل محدود‏کننده عملکرد گندم بود، که برای شهرستان ‏های با اقلیم خشک بیش از 50 درصد خلاء عملکرد را شامل شد. جایگزینی رقم‌های رایج با رقم پرمحصول میهن در مناطق با میانگین دمای پایین‏تر و رقم چمران2 در مناطق گرمسیر نقش شایان توجهی در بهبود عملکرد واقعی و در نتیجه کاهش خلاء عملکرد این مناطق داشت. دامنه سهم کود در خلاء عملکرد نیز بین 34/1 تا 21/0 تن در هکتار قرار داشت.نتیجه ‏گیري: به ‏طور‏کلی، نتایج این تحقیق تایید کرد، در اکثر شهرستان ‏های استان کرمان میزان عملکرد واقعی با عملکرد بالقوه منطقه خلاء زیادی داشته، که آب آبیاری مهم‏ ترین عامل مؤثر بر خلاء عملکرد گندم می ‏باشد. به‏ نظر می رسد با شناسایی عامل‌های تأثیر‏گذار بر خلاء عملکرد در هر منطقه می‏ توان با  مدیریت مناسب آب، کود و رقم خلاء را کاهش داد.
تخصص ها : آبیاری، رقم، همانند‏سازی، عملکرد پتانسیل.

9
بررسی تأثیر اسیدهیومیک و نسبت­ های نیتروژن روی برخی از ویژگی‌های فیزیولوژیکی برگ و بیوشیمیایی ریشه توت ­فرنگی
( 159 بازدید ) ( 46 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 8 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف:  اسیدهیومیک يک ترکيب پليمري (بسپاری) طبيعي آلي است که درنتیجه پوسيدگي مواد آلي خاک، به وجود مي­ آيد و برای افزايش توليد محصول و کيفيت آن به کار گرفته مي­ شود. این ماده فعال‌ترین ترکیب خاک و مواد آلی هست که رشد گیاه و درنتیجه عملکرد را افزایش می ­دهد. مواد آلی موجود در ترکیبات هوموسی ممکن است حاوی ترکیباتی باشند که به‌عنوان سوبسترا (بستره) برای تولید ترکیبات فعال فیزیولوژیکی عمل کنند. این تحقیق باهدف کاهش کاربرد کودهای شیمیایی به‌ویژه نیتروژن و همچنین افزایش گسترش کشت گیاه توت‌فرنگی در شرایط نامناسب خاکی اجراشده است.مواد و روش ­ها: به‌منظور بررسی تأثیر کاربرد اسیدهیومیک و کود نیتروژن بر ویژگی‌­های فیزیولوژیکی بیوشیمیایی توت‌فرنگی، آزمایشی به‌صورت کرت‌های دو بار خردشده (اسپلیت اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با کاربرد تیمارهای برگی و خاکی اسیدهیومیک هرکدام با چهار سطح (شاهد، 2، 4 و 6 کیلوگرم در هکتار) و تیمار کود نیتروژن با سه سطح (50، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار) با سه تکرار در محوطه دانشگاه محقق اردبیلی در طی سال­های 4-1393 اجرا شد. در این بررسی سطوح نیتروژن در کرت‌های اصلی و نوع کاربرد اسیدهیومیک در کرت‌های فرعی و غلظت‌های اسیدهیومیک در کرت‌های فرعی فرعی قرار گرفت. در این بررسی شاخص‌های پایداری غشا، پتانسیل اسمزی، محتوای آب نسبی برگ و میزان پرولین ، قندهای محلول، نشاسته، پروتئین، فنول ریشه  و عملکرد در بوته اندازه­ گیری شد.نتایج و بحث:  نتایج نشان داد، برهمکنش کود نیتروژن و روش کاربرد اسیدهیومیک با غلظت اسیدهیومیک تأثیر معنی‌داری بر صفات موردبررسی داشت (0.05Pنتیجه ­گیری: کاربرد توأم اسیدهیومیک با کود نیتروژن موجب بهبود جذب و افزایش کارایی کاربرد نیتروژن شده به‌طوری‌که کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار نیتروژن در مقایسه با مقادیر بیشتر و کمتر از آن نتیجه بهتری را موجب شد. همچنین مشاهده شد کاربرد روش خاکی اسیدهیومیک در مقایسه با محلول‌پاشی می­تواند نتیجه بهتری داشته باشد. کاربرد 2 کیلوگرم در هکتار اسیدهیومیک به همراه 100 کیلوگرم در هکتار نیتروژن ترکیب تیماری مناسب برای توت‌فرنگی هست و این گیاه را نیز در شرایط نامساعد خاکی متحمل‌تر کرده و تولید محصول همراه باکیفیت بالاتری را سبب شود.
تخصص ها : پتانسیل اسمزی، پرولین، فنل، قندهای محلول، نشاسته.


کلیه حقوق این وب سایت برای دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی محفوظ می باشد .