English
دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی
مشاهده مقالات شماره
 دوره9،شماره1
 
1
ارزیابي مدیریت علف هاي هرز گیاه دارویي نعناع فلفلي ) Mentha piperita L) با كاربرد گیاهان پوششي باریک برگ و تاثیر آن بر عملکرد نعناع فلفلي
( 293 بازدید ) ( 225 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: امروزه گياهان پوششي ازجمله ابزار موثر در مديريت غيرشيميايي علف هاي هرز در كشاورزي پايدار به شمار مي روند. اين آزمايش با هدف بررسي تأثير گياهان پوششي در مديريت علف هاي هرز و عملكرد گياه دارويي نعناع فلفلي اجرا شد. مواد و روش ها: به منظور بررسي تاثير گياهان پوششي بر مديريت علف هاي هرز و عملكرد گياه دارويي نعناع فلفلي، آزمايشي در مزرعه تحقيقاتي دانشگاه محقق اردبيلي، به صورت فاكتوريل در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با 3 تكرار در سال زراعي 1391 اجرا شد. عامل اصلي شامل كشت گياهان پوششي گندم پاييزه، جو پاييزه، چاودار پاييزه، گندم بهاره، جو بهاره و مخلوط چاودار پاييزه + جو پاييزه وشاهد) كشت نعناع بدون گياه پوششي با اعمال و بدون اعمال وجين علف هرز( و عامل فرعي چگونگي مديريت بقاياي گياهان پوششي) ايجاد خاكپوش با مالچ( با علف كش، خاكپوش كفبر، سرزني خاكپوش زنده از ارتفاع 20 - 30 سانتيمتري( بود. براي بررسي تأثير گياهان پوششي بر تراكم و وزن خشك علف هاي هرز، سه مرحله نمونه برداري از علف هاي هرز ) 30 ، 60 ، 90 ( روز پس از كاشت نعناع فلفلي )به غير از كرت هاي شاهد وجين كامل و بدون وجين( با استفاده از چهارچوب هاي 5 / 0 × 5 / 0 متر انجام گرفت. همچنين در آخر آزمايش صفات شمار شاخه هاي فرعي، طول ساقه، وزن خشك برگ و عملكرد تر برگ نعناع فلفلي اندازه گيري شدند. نتایج و بحث: نتايج نشان داد كه تأثير اصلي نوع گياه پوششي بر شمار شاخه فرعي و تأثير چگونگي مديريت گياهان پوششي بر بيشتر صفات نعناع فلفلي و همچنين وزن خشك و تراكم علفهاي هرز تاثير معني داري داشت. همچنين نتايج نشان داد، همه ي صفات نعناع فلفلي در مديريت خاكپوش كفبر ميزان بالاتري داشته و مديريت هاي خاكپوش زنده سرزني شده و خاكپوش ايجاد شده با علفكش در رتبه هاي بعدي قرار گرفتند. مقايسه ميانگين اثرهاي متقابل نشان داد بيشترين عملكرد تر برگ از تيمارهاي خاكپوش سرزني شده گندم پاييزه، خاكپوش كفبر جو بهاره و خاكپوش كف بر چاودار پاييزه به دست آمد. تأثير اصلي نوع گياه پوششي در نمونه برداري اول بر وزن خشك علف هرز تاج خروس و براي تراكم علف هرز پيچك صحرايي در نمونه برداري سوم و تأثير نحوه مديريت گياهان پوششي براي همه ي علفهاي هرز و در هر سه نمونه برداري معني دار شد. به طور ميانگين در سه مرحله نمونه برداري ميزان مديريت و مهار )كنترل( وزن خشك تاج خروس، سلمه تره و پيچك صحرايي براي مديريت هاي خاكپوش كفبر، خاكپوش سرزني شده و خاكپوش ايجاد شده با علفكش به ترتيب 66 ، 73 و 3۸ درصد و ميزان كنترل دما و تراكم آنها به ترتيب 59 ، 70 و 44 درصد به دست آمد.نتیجه گیري: نتايج اين پژوهش نشان داد گياهان پوششي از جمله راهكارهاي مؤثر در مهار علف هاي هرز به شمار مي روند. به طوري كه در اين آزمايش، گياهان پوششي باريك برگ با رشد سريع و توليد زيست توده ) بيوماس( بالا، سبب كاهش تراكم و وزن خشك علف هاي هرز يكساله و چندساله شده و تاثير مطلوبي نيز بر عملكرد تر برگ نعناع فلفلي داشتند. به طور كلي با در نظر گرفتن سودمندي هاي مديريت موثر علف هاي هرز و توليد محصول سالم، تيمار خاكپوش سرزني شده گندم پاييزه مناسب بود.
تخصص ها : پيچك صحرايي، تاج خروس، تراكم، چاودار.

2
ارزیابي شاخص هاي انرژي و انتشار گازهاي گلخانه اي در تولید گندم در استان گلستان
( 345 بازدید ) ( 169 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: افزایش چشمگیر در مصرف انرژی، ضرورت تداوم و شتاب در اقدام­های بهينه­ سازي در عرضه و تقاضای انرژی را بيش از پیش ضروری مي­ سازد. همچنین با مصرف نهاده­ هایی همچون کودهای شیمیایی، سوخت‌های فسیلی، الکتریسیته، بذر، سم­ ها و ماشین‌­ها و ادوات کشاورزی در تولید هر هکتار گندم، میزان­ های مختلفی انرژی مصرف می­شود که باعث انتشار گازهای گلخانه‌ای شامل CO2، N2O و CH4 می­ شود. افزایش غلظت چنین گازهایی در جو می‌تواند موجب گرم شدن کره زمین شود. بنابراین توجه جدی به کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای بسیار ضروری به نظر می رسد. به همین منظور میزان مصرف سوخت، انرژی و انتشار گازهای گلخانه ­ای در همه زمین­ های زیر کشت گندم در استان گلستان بررسی شد و در نهایت راهکارهایی برای کاهش آ­ن­ها ارایه شد.مواد و روش ­ها: به منظور تعیین میزان مصرف سوخت، انرژی و انتشار گازهای گلخانه ­ای و چگونگی کاهش آن، 140 کشتزارهای گندم در استان گلستان از طریق نمونه ­برداری سیستماتیک-تصادفی بررسی شد. میزان نهاده های مصرفی از جمله سوخت فسیلی ثبت شد و تجزیه و تحلیل انرژی بر مبنای میزان نهاده مصرفی به ازای هر واحد آن صورت گرفت. همچنین بررسی انتشار سه گاز گلخانه ­ای CO2، N2O و CH4 ناشی از مصرف انرژی برای تولید نهاده ­های کشاورزی و انجام عملیات مختلف زراعی نیز انجام شد. در نهایت شاخص های کارایی مصرف انرژی، بهره ­وری انرژی، انرژی ویژه، انرژی خالص و پتانسیل گرمایش جهانی (GWP) کل، GWP در واحدهای سطح زمین، وزن محصول تولیدی، انرژی ورودی و انرژی خروجی نیز محاسبه شد.نتایج و بحث: بنابر نتایج برای کشت یک هکتار گندم به 23/0±123 لیتر گازوئیل و 34/0±04/16231 مگاژول انرژی نیاز است. از هر هکتار گندم 17/3±01/1414 کیلوگرم معادل دی اکسیدکربن در هکتار به جو آزاد شد. آماده­ سازی زمین و برداشت نسبت به دیگر عملیات زراعی مصرف سوخت و انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای بیشتری دارا بودند. مصرف کودهای نیتروژنی و سوخت­ های فسیلی بالاترین میزان مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه­ ای را نشان دادند که نزدیک به 70 درصد از مصرف انرژی کل و 78 درصد از انتشار گازهای گلخانه ­ای کل را در پی داشتند. بنابر نتایج استفاده از تراکتورهایی با توان اسب بخار بالا و ادواتی با عرض کار و عمق نفوذ بیشتر در خاک به دلیل کاهش شمار بارهای عملیات و کاهش مدت زمان انجام آن برای آماده­ سازی زمین، کمبینات برای کاشت، استفاده از سم پاش توربینی به جای تراکتوری، کاربرد موتورهای نو (غیر فرسوده) برای آبیاری می­ تواند نقش مؤثری در کاهش مصرف سوخت و به دنبال آن کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ­ای در مجموع عملیات زراعی ایفا کند.نتیجه­ گیری: به منظور کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ­ای تمرکز بر مصرف بهینه کودهای نیتروژنی و کاهش مصرف سوخت­ های فسیلی ضروری به نظر می­ رسد. چنانچه شرایط تولید گندم در استان گلستان به نحوی انجام پذیرد که کارایی مصرف انواع کودهای شیمیایی به ویژه کود اوره افزایش یابد و یا از کودهای آلی که منجر به غنی سازی خاک از مواد کانی در طی زمان طولانی است استفاده شود و کاربرد ماشین ­­ها و ادوات با بهره­ وری بالاتر که منجر به کاهش مدت زمان استفاده از آن­ها و مصرف سوخت می شود، می ­توان بهره­ وری انرژی و نسبت انرژی خروجی به ورودی را در هر هکتار افزایش داد و مصرف انرژی را به ازای هر کیلوگرم دانه و کاه کاهش داد. همچنین با به کارگیری چنین روش های مدیریتی، میزان انتشار گازهای گلخانه ای به ازای سطح زمین و هر کیلوگرم عملکرد محصول (جزء اقتصادی) کاهش می یابد.
تخصص ها : الكتريسيته، سوخت فسيلي، كارايي مصرف انرژي، كودهاي شيميايي، عمليات زراعي.

3
تاثیر عصاره ورمي كمپوست (چاي كمپوست) بر رشد و عملکرد توتفرنگي
( 290 بازدید ) ( 74 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: کاربرد نامتعادل و بی رویه برخی نهاده­ های شیمیایی از جمله عامل­ های آسیب رسان زیست­ محیطی به شمار می­ رود که باعث کاهش کیفیت و سلامت خاک می­ شود. ورمی­ کمپوست یکی از کودهای زیستی است که حاصل یک فرآیند نیمه هوازی توسط گونه­ های خاصی از کرم خاکی مانند Fetida eisenia و دفع این مواد از بدن کرم به ‌دست می­ آید. چای کمپوست به ­عنوان عصاره ورمی ­کمپوست، بیشتر ویژگی­ های سودمند ورمی­ کمپوستی را که از آن تهیه می­ شود را دارد؛ که در طول عصاره­ گیری، مواد مغذی کانی محلول، هیومیک‌اسید، فولویک‌اسید، هورمون­ ها و تنظیم ­کننده­ های رشد از ورمی­ کمپوست وارد عصاره می­ شوند. این تحقیق با هدف تولید محصول ارگانیک و کاهش کاربرد کودهای شیمیایی و همچنین تعیین بهترین غلظت چای کمپوست بر رشد و عملکرد سه رقم توت­ فرنگی انجام شد. مواد و روش‌ها: این آزمایش طی سال­های 96-1394 به­ صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار و دو فاکتور الف- غلظت چای کمپوست در چهار سطح (0، 1500، 3000 و 4500 پی­پی­ام) و ب- سه رقم روزکوتاه توت فرنگی ( شامل پاروس، کوئین­الیزا و دیامنت) در ایستگاه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد. محلول غذایی چای کمپوست به نسبت 1 به 5 تهیه شد و برای تهیه هر سطح از محلول، عصاره موردنظر با آب رقیق شد. محلول­ پاشی چای کمپوست از مرحله سه برگی شدن بوته ­ها (اواسط فروردین ماه) تا اواخر اردیبهشت­ ماه در مجموع پنج نوبت به فاصله 10 روز از یکدیگر در هر دو سال انجام گرفت. دو هفته پس از آخرین محلول ­پاشی (خردادماه سال دوم)، شاخص­ های رشدی گیاه شامل وزن‌تر و خشک برگ، وزن‌تر و خشک ‌ریشه، طول ریشه، سطح برگ، شمار ساقه رونده، سبزینه (کلروفیل) a،  bو کل برگ، نسبت گل تبدیل‌شده به میوه و عملکرد میوه در بوته اندازه ­گیری شدند. نتایج و بحث: نتایج تجزیه واریانس داده­ ها نشان دادند که تاثیر تیمارهای مختلف چای کمپوست روی  همه ی صفات اندازه ­گیری شده در سطح احتمال یک درصد ازنظر آماری معنی­ دار بودند. مقایسه میانگین­ داده­ ها نشان دادند که بیشترین وزن‌تر برگ (84/26 گرم)، وزن خشک برگ (38/7 گرم) و وزن‌تر ریشه (10/23 گرم) مربوط به تیمار 4500 پی­ پی­ ام بود. در هر سه صفت موردنظر، رقم پاروس به ترتیب با (86/27 گرم، 71/8 گرم و 89/22 گرم) بهتر از رقم ­های دیامنت و کوئین­الیزا بود. بیش­ترین نسبت تبدیل گل به میوه (55/93 درصد)، عملکرد میوه در بوته (73/181 گرم)، وزن خشک‌ریشه (79/8 گرم) و طول ریشه (48/18 سانتی­متر) مربوط به تیمار 3000 پی‌پی‌ام بود که در همه­ ی این شاخص ­ها رقم پاروس به ترتیب با نسبت گل تبدیل‌شده به میوه (60/93 درصد)، عملکرد میوه در بوته (02/162 گرم)، وزن خشک‌ریشه (74/8 گرم) و طول ریشه (12/18 سانتی­ متر) بهتر از دو رقم دیگر بود. همچنین با توجه به اثر متقابل تیمارها، در ترکیب تیماری رقم پاروس و غلظت 3000 پی ­پی­ ام از چای کمپوست بیش­ترین گستره سطح برگ (75/7533 سانتی­متر مربع)، سبزینه ) a65/1 میلی­ گرم در گرم وزن ‌تر برگ)، سبزینه b (79/0 میلی­ گرم در گرم وزن ‌تر برگ) و سبزینه کل (44/2 میلی­گرم در گرم وزن ‌تر برگ) مشاهده شد. بیشترین شمار ساقه رونده (89/8) در ترکیب تیماری رقم پاروس و غلظت 4500 پی­ پی­ ام چای کمپوست به‌ دست­ آمد.نتیجه‌ گیری: به‌طورکلی مي‌توان نتيجه گرفت كه كاربرد چای کمپوست به ­صورت محلول‌پاشي روی رقم ­های توت­ فرنگی مي‌تواند سبب بهبود رشد گياه و عملكرد محصول گردد. با توجه به نتایج حاصل از این آزمایش، سطح 3000 پی­ پی­ ام و رقم پاروس تاثیر مطلوب ­تری روی بیشتر شاخص­ های رشد در شرایط خاک اردبیل داشته­ اند.
تخصص ها : اردبیل، رقم ­های توت ­فرنگی، کود زیستی، محلول­ پاشی.

4
ارزیابي تاثیر فاصله هاي آبیاري در مرحله هاي مختلف رشد بر صفات فیزیولوژیک ژنوتیپ هاي برنج در شرایط آب و هوایي خوزستان
( 265 بازدید ) ( 65 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: برنج را مي‌توان مانند برخی گیاهان زراعی "گندم و ذرت" به عنوان يك گياه هوازي آبياري کرد. کاهش آب در دسترس گیاهان با مقاومت کمتر به خشکی در فاصله­ های آبیاری چند روزه یک بار به ویژه در مرحله گیاهچه ­ای بر صفات رشدی گیاه اثر منفی گذاشته و سبب کاهش رشد رویشی می ­شود. آبیاری تناوبی با فاصله زمانی کمتر در مرحله زایشی می ­تواند گزینه مناسبی برای کاهش جنبه ­های منفی خشکی پایان فصل رشد باشد. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر فاصله ­های مختلف آبیاری بر تغییرپذیری ­های ماده خشک برگ، ساقه و عملکرد ژنوتیپ­ های (نژادگان) برنج انجام شد. هدف از این تحقیق شناسایی و واکنش فیزیولوژیکی سازوکارهای متحمل و یا حساس به کم ­آبی و غرقاب صفات بود. شناسایی این عامل­ ها از طریق بررسی روند تغییرپذیری ­های صفات یاد شده و نقش مثبتی که فرایند دوران رشد گیاه می­ توانند در افزایش عملکرد دانه ایفا کنند و همچنین ارائه صفات کاربردی برای اصلاح ژنوتیپ­ های مورد کشت برنج اجرا شد. مواد و روش­ ها: آزمایش به صورت کرت­ های یک­بار خرد شده روی فاصله­ های مختلف آبیاری و ژنوتیپ­ های برنج هوازی بر شاخص ­های فیزیولوژیکی و عملکرد دانه در استان خوزستان به مدت دو سال (1393 و 1394) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی شاوور با طول شرقی َ28 : ْ48 عرض شمالی َ50 : ْ31 طراحي و اجرا شد. چهار فاصله آبیاری (1، 3، 5 و 7 روزه) دركرت‌هاي اصلي تا عمق پنج سانتی­ متری و 12 ژنوتیپ برنج در كرت‌هاي فرعي در سه تکرار قرار گرفتند.نتایج و بحث: نتایج تجزیه مرکب نشان داده بین ژنوتیپ، فاصله آبیاری (با حجم 60 متر مکعب آب برای هر بار آبیاری در هر کرت) و اثر متقابل دو عامل در همه ­ی مرحله­ های رشد صفات تفاوت معنی­ داری در سطح یک درصد وجود داشت. فاصله آبیاری دوم بیشترین عملکرد را نیز به خود اختصاص داده بود. ژنوتیپ IR 81025-B-327-3 با میانگین 10/6555 کیلوگرم در هکتار از بیشترین میزان عملکرد دانه برخوردار بود. بیشترین میزان وزن ساقه در دو فاصله آبیاری با تناوب روزانه و سه روزه به­ دست آمد. کاهش وزن ساقه در فاصله بین 100 تا 125 روز پس از کاشت می­ تواند به دلیل سهم آن در انتقال دوباره ماده پرورده (اسیمیلات) باشد. همان گونه که بیشترین همبستگی مثبت و معنی ­دار عملکرد دانه با ساقه (**382/0) بود می­ توان بخشی از این افزایش عملکرد دانه را در نتیجه انتقال دوباره ماده پرورده­ ها از ساقه عنوان کرد. وزن برگ برخلاف وزن ساقه بیشترین میزان خود را در همه مرحله­ های رشدی در فاصله­ های آبیاری با تناوب پنج و هفت روزه دارا بودند که با توجه به همبستگی مثبت و معنی دار بین دو صفت اخیر این نتایج قابل توجیه می­ باشد.نتیجه­ گیری: صفات مزبور همگی بیشترین میزان خود را در مرحله­ های پایانی و بحرانی رشد در فاصله آبیاری با تناوب سه روزه داشتندو از آنجایی که بیشترین همبستگی مثبت و معنی­ دار نیز در مرحله پایانی رشد حاصل شده می­ توان افزایش عملکرد در این فاصله آیباری را توجیه کرد. همین همسویی با ژنوتیپ نیز به دست آمد به گونه ­ایی که ژنوتیپ­ های با مقاومت بالاتر به دلیل سازگاری بیشتر به ویژه در مرحله­ های آغازین رشد که گیاه وارد مرحله زایشی می­ شود توانستند عملکرد بیشتری نیز داشته باشند. این در حالی بود که انرژی گیاه در مرحله­ های  آغازین رشد بیشتر صرف سازگاری و مقاومت با شرایط پیرامون خود می­ شود، بنابراین افزایش میزان صفات بسیار کمتر  بود. در کل ژنوتیپ­ هایی که بیشترین میزان­ ها را در مرحله تأثیر گذار اواخر دوره رشد دارا بودند از بیشترین عملکرد دانه نیز برخوردار بودند ولی از صفاتی که کمترین میزان را دارا بودند نتایج به ­کلی معکوسی مشاهده شد.
تخصص ها : مقاومت، فاصله آبیاری، وزن برگ، وزن ساقه.

5
تحلیل مقایسه اي خدمات اكوسیستمي بوم نظام هاي كشاورزي فشرده، رایج وارگانیک با استفاده از فرایند تحلیل شبکه ( ANP )
( 277 بازدید ) ( 125 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: پايداري بوم‌نظام‌هاي كشاورزي وابسته به توانايي آن‌ها در عرضه مجموعه‌ي كاملی از خدمات چندگانه بوم سازگانی (اكوسيستمي) به جاي خدمات توليدی صرف است. بوم‌نظام ­ها همچنين بايد شبكه ­اي از خدمات تنظيمي و حمايتي مانند حاصل­ خيزي خاك، مهار و مدیریت (كنترل) آفات و گرده افشاني را فراهم سازند. در اين رابطه، بوم نظام ­هاي مختلف كشاورزي براي ايجاد تعادل بين خدمات چندگانه اكوسيستمي توسعه يافته ­اند. بر اين مبنا، هدف این تحقيق ارزيابي بوم نظام هاي مختلف (صنعتي، ارگانيك و رايج) از لحاظ توليد خدمات اكوسيستمي در ارتباط با معيارهاي پايداري كشاورزي با استفاده از فرايند تحليل شبكه بود. در اين بررسی، چارچوب بوم­ شناختی (اكولوژيكي) –اجتماعي توسعه يافته توسط لسکورت براي مديريت زيست بومي بوم نظام­ هاي كشاورزي استفاده شد. اين مدل به بازنمايي نظام ­مند و شفاف سامانه اجتماعي-بوم ­شناختی و ارتباطات پویای بين آن‌ها مي ­پردازد. اين مدل همچنين نشان مي ­دهد كه چگونه فعاليت­ هاي مديريتي با اثرگذاری­ های چندگانه، مي­ تواند زمینه تولید خدمات مختلف را فراهم سازد. با استفاده از اين چارچوب، رابطه ­های خدمات اكوسيستمي بر مبنای دو نوع ساز و کار اثرگذار بر این رابطه ­ها گروه بندي مي‌شود: 1) اثرات محرك ­ها (بوم نظام­ هاي صنعتي، ارگانيك و رايج) بر خدمات چندگانه اكوسيستمي و 2) تعامل ميان خدمات اكوسيستمي.مواد و روش ­ها: در اين بررسی، از فرايند تحليل شبکه‌ای براي مقايسه بوم نظام‌هاي مختلف در رابطه با خدمات اكوسيستمي طي چهار مرحله استفاده شد: طراحي شبكه شامل تعيين مؤلفه‌هاي اصلي بوم نظام و رابطه ­های بين آن‌ها (بوم نظام‌هاي كشاورزي و شاخص‌هاي مرتبط با خدمات اكوسيستمي)؛ 2) ارزيابي مقايسه­ اي اهميت نسبي مؤلفه­ ها بر مبنای نظرهای كارشناسان و كشاورزان؛ 3) محاسبه بردار اولويت­ ها و تلخيص اهميت كلي مؤلفه­ ها (بوم نظام ­ها) در نظام كشاورزي؛ و 4) اعتبار‌بخشي به نتايج از طريق گروه كارشناسان.نتايج و بحث: نتایج تحقیق در رابطه با شاخص‌هاي مرتبط با خدمات اكوسيستمي از نظر پاسخگویان نشان داد که شاخص ­های فرآیندی و ساختاری آب و حفاظت خاک در کنار شاخص خدمت تولیدی (غذا) سنگ بنای یک نظام کشاورزی متعادل و پایدار هستند و بر همین مبنا بوم نظام‌های ارگانیک و صنعتی را بر بوم‌نظام سنتی برتر معرفی کرده‌اند. موضوعی که توسط برخی محققان نیز اشاره شده است. همچنین نتایج نشان داد كه خدمات توليدي، حمايتي، تنظيمي و فرهنگي به ترتيب بالاترين اولويت را در یک نظام متعادل و پایدار کشاورزی داشتند. موضوع مهم دیگر در این نتایج اهمیت بالای شاخص آب و تولید در رابطه با خدمات اکوسیستمی چهارگانه بود و همچنین مناسب‌ترین بوم نظام‌ها ارگانیک و صنعتی بود که اهمیت تلفیق آن‌ها را در یک بوم نظام مطلوب می‌رساند.  نتيجه ­گيري: بنابر نتايج و در هماهنگي با نظريه ­های Pretty et al. (2011) مي­توان استدلال كرد كه کشاورزی فشرده پایدار می‌تواند راه‌کار مناسبی براي ايجاد تعادل در بين خدمات اكوسيستمي در بوم نظام‌هاي كشاورزي باشد. در همین زمینه همچنین کیانی و همکاران ضمن بررسی شرایط استان‌های مختلف کشور از نظر پایداری تولید، تصریح می‌کنند که اگرچه فشرده‌سازی در کشاورزی ایران در طی 5 دهه گذشته افزایش یافته است، اما شاخص‌های مرتبط با ثبات و پایداری تولید کاهش یافته است؛ بنابراین تنها راه تأمین نیاز غذایی جمعیت آینده کشور افزایش کارآیی استفاده از نهاده‌ها و حرکت به سمت فشرده‌سازی پایدار می‌باشد که در آن ضمن توجه به مسئله ­های محیط زیستی مانند حفاظت آب ‌و خاک، شاخص‌های تولیدی نیز اهمیت فراوانی دارند.
تخصص ها : بوم نظام کشاورزی، تحلیل تصمیم‌گیری چند معیاره، خدمات اکوسیستمی، فرآیند تحلیل شبکه.

6
تغییر اقلیم و خطرپذیري تولید كشاورزي: مطالعه موردي محصول هاي گندم، جو و سیب زمیني
( 247 بازدید ) ( 97 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: تغيير اقليم نه تنها يک عامل مهم تعيين کنندة عملكرد میانگین و قابلیت (پتانسيل)­ توليدات کشاورزي يک ناحيه است بلكه يک منبع مهم خطرپذیری (ريسک) توليدات كشاورزي نيز به شمار آمده که منجر به تغییرپذیری ­های غير قابل انتظار در عملکرد و سطح توليد مي­ شود. اين امر به نوبه خود فراسنجه (پارامتر)هاي کليدي بازار يعني عرضه و تقاضا و در پی آن خطر قيمت محصول ­های را تحت تاثير قرار مي ­دهد. با اينكه تجزيه و تحليل تاثیر تغيير اقليم يک موضوع مهم در رابطه با توليدات کشاورزي از منظر سياست گذاري و اتخاذ راهبردهاي تطبيق در اين بخش به شمار می ­آید، اما متاسفانه بررسی­ های کمي تاكنون در اين زمینه در كشور انجام نشده است. از سوی ديگر در بيشتر پ‍ژوهش­ هاي انجام شده نيز بر تاثیر تغيير در فراسنجه (پارامتر)هاي اقليمي بر میانگین عملكرد گياهان زراعي تمركز شده و كمتر به تجريه و تحليل اثرگذاری­ های اين پديده بر خطرپذیری توليد پرداخته شده است.مواد و روش ­ها: در اين بررسی با استفاده از تابع توليد تصادفي معرفي شده توسط جاست و پاپ (1979، 1976) به بررسي تاثیر تغيير در پارامترهاي اقليمي، بر تابع­ها ميانگين و واريانس عملكرد سه محصول زراعي گندم، جو و سيب زميني در پهنه زراعي-بوم­ شناختی(اکولوژيکي) شمال غرب کشور براي دوره زماني سال ­هاي 1378 تا 1394 پرداخته شده است. مبناي اساسي اين رهيافت بر اين پايه استوار است که تابع توليد به دو جزء بنیادی قابل تفکيک است. نخستین جزء به ميانگين عملكرد محصول مربوط مي­ شود در حالي­که جزء دوم به واريانس و نوسان­ های سطح توليد مرتبط است. شبيه-سازي­هاي فراسنجه (پارامتر)هاي اقليمي و در نتيجه تغييرپذیری ­ها در مولفه ­هاي ميانگين و واريانس عملكرد محصول­ های مورد بررسي، تحت نتايج دو مدل گردش عمومي جوECHAM3  و EGCM3T63 و دو پیش فرض (سناريوي) اقليمي QUOTEGAGA وQUOTEB1 B1 انجام شده است.نتايج و بحث: پردازش نتايج شبيه­ سازي تغییرپذیری­ های اقليمي طي دهه­ هاي اخیر دو راه­گزين B1 و GA، نشان داد، تا سه دهۀ آينده (1420) بر اساس مدل و سناريوي  میزان بارش سالانه در منطقه بوم ­شناختی شمال غرب کشور افزايشي و تا سال 1450 ميزان بارش ­ها نسبت به دوره تاريخي پايه کاهش خواهد داشت. اما در شرایط سناريوي B1 در مدل   میزان بارش سالانه طي هر دو بازه زماني افزايشي پيش ­بيني شده است. نتايج پيش­ بيني­ ها براي پارامتر دما نيز گویای از گرايش آن به افزايش  تحت هر دو مدل گردش عمومي جو و سناريوهاي مورد بررسي آن­هاست. شدت اين گرمايش در مدل  در مقايسه با مدل ديگر به میزان بيشتري پيش ­بيني شده است. نتايج ناشی از شبيه ­سازي تغییرپذیری­ های عملکرد محصول­ های مورد بررسی به تغییرپذیری­ های اقليمي پيش­ بيني شده تحت سناريوهاي مختلف گویای کاهش شایان ملاحظه عملکرد اين محصول­ ها است که البته درصد کاهش عملکرد براي محصول گندم بيشتر از جو و سيب­ زميني برآورد شده است. مقایسه میزان درصدهای کاهش عملکرد محصول­ های مختلف در سناریوهای مورد بررسی نیز نشان می­ دهد، که در محدوده تغییرهای پیش­ بینی شده برای پارامترهای اقلیمی بارش و دما، افزایش دما عامل موثرتری در توضیح کاهش عملکرد محصول ­ها نسبت به بارش است. واکنش واريانس محصول­ های زراعي مورد بررسی نسبت به تغيير اقليم براي محصول سيب ­زميني با سناريوهاي مختلف و براي گندم تحت سناريوي 1420-GA افزايشی برآورد شده است.نتیجه­ گیری: با توجه به کاهش عملکرد محصولات مورد مطالعه تحت سناريوهاي مختلف تغيير اقليم تدوين برنامه ­هاي زراعي به منظور جهت‌ گيري الگوي کشت به سمت واريته­ ها يا محصولاتي که کمترين کاهش عملکرد را تحت تاثير تغيير اقليم  خواهند داشت توصيه مي‌گردد. توسعه و تحقيق بيشتر در اين زمينه و معرفي ارقام مقاوم به خشکي و گرما مي­ تواند يکي از کارهاي موثر در اين راه باشد.
تخصص ها : تغيير اقليم، ريسك عملكرد، كشاورزي، پهنه زراعي-اكولو‍ژي شمال غرب.

7
پهنه بندي آسیب سرمازدگي اراضي شالیزاري استان گیلان در مراحل مختلف رشد گیاه برنج با استفاده از سنجش از دور
( 276 بازدید ) ( 61 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 9 - شماره 1
نویسندگان :
خلاصه مقاله : سابقه و هدف: از دست رفتن محصول در نتیجه عوامل خسارت ­زای قهری طبیعی وارده و اثر نامطلوب آن در میزان تولید یکی از موارد مورد توجه در کشاورزی می­ باشد. تنش‌های محیطی به‌ویژه تنش سرما و سرمازدگی ویژگی‌های مورفولوژی و فیزیولوژی گیاهان را تحت تاثیرقرار می‌دهد. شناسایی و تعیین توزیع مکانی شالیزارهای تحت تنش آسیب سرمازدگی برای ارزیابی امنیت غذایی و بهبود مدیریت کشت و کار اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر با هدف تهیه پهنه ­های سرمازدگی با استفاده از تصاویر ماهواره­ ای و شاخص درجه حرارت روز سرما (CDD) به منظور ارزیابی شدت آسیب سرمازدگی در مراحل مختلف رشد گیاه برنج انجام شد.مواد و روش‌ها: در پژوهش حاضر از داده­ های هواشناسی ایستگاه سینوپتیک شهر کیاشهر استفاده شد. داده‌ها­ی اندازه­ گیری شده­ شامل دمای بیشینه، کمینه­ و میانگین روزانه­ ی هوا، به ترتیب Tmax، Tmin، Tavg بود. 180 تصویر با کد MOD11A1 مربوط به فصل زراعی 90-89 سال ­2011 میلادی، که منطقه گیلان را پوشش می­دهند از سایت سازمان ملی هوا و فضای آمریکا (ناسا) اخذ شدند. به منظور ایجاد نقشه­ های دمای سطح زمین در شهرستان رشت، محصول دمای سطح زمین مودیس پیش پردازش شد. با استفاده از تصاویر ماهواره­ای و شاخص­ درجه حرارت روز سرما (Cold Degree Day) در سه مرحله فنولوژیک برنج (گیاهچه­، تشکیل گل­ آذین-آبستنی، خوشه­ دهی تا گلدهی)، تأثیر آسیب سرمازدگی در مراحل مختلف رشد گیاه برنج در بخشی از اراضی شالیزاری استان گیلان مورد ارزیابی قرار گرفت.نتایج و بحث: شدت آسیب سرمازدگی در مزارع شالیزار در زمان­ هایی از رشد گیاه که دما کمتر از حد بحرانی بوده، برآورد گردید. نتایج نشان داد میزان شاخص درجه حرارت روز سرما (CDD) در مرحله گیاهچه ­ای 7/8، در مرحله تشکیل گل­ آذین-آبستنی 1/3 و در مرحله خوشه ­دهی تا گلدهی 11 درجه روز می‌باشد. همچنین، بررسی روند پهنه­ های سرمازدگی نشان داد که اراضی شالیزار کوچصفهان، لشت‌نشا و خشک­بیجار به‌دلیل آسیب سرمازدگی شدید طی دوره رشد گیاه برنج تحت بیشترین خسارت بر رشد و عملکرد قرار دارند. پهنه­ های با پیکسل­ های تیره ­(دمای کمتر از آستانه دمایی برای رشد) در مرحله گل­ آذین- آبستنی نسبت به دیگر مراحل رشد، بیشتر در معرض آسیب سرمازدگی بودند. همچنین بر پایه نتایج به‌دست آمده، ادغام داده­ های سنجش از دور با اطلاعات زمینی تحت یک الگوی بهبود یافته جهت تفسیر داده­های ماهواره­ای برای مناطقی که داده ­های زمینی کم و غیر قابل دسترس است، بسیار مناسب می‌باشد. این روش از قابلیت خوبی در تعیین ریسک کشت برنج در سطح شالیزارها و در زمان‌های مختلف سال برخوردار بوده و با استفاده از آن می‌توان قابلیت شالیزارها را برای کشت دوم تعیین کرد.نتیجه‌گیری: آگاهی از توزیع مکانی و زمانی دمای اراضی شالیزار برای تعیین بیلان انرژی، مطالعات هواشناسی و شناسایی شالیزارهای تحت تنش ­های دمایی ضروری است. بر اساس نتایج به‌دست آمده از تصاویر ماهواره­ای در بررسی تنش‌های دمایی موفق بوده و با استفاده از تصاویر ماهواره­ای، می­توان تنش ­های دمایی (سرمازدگی و گرمازدگی) در مراحل رشد گیاه برنج و کاهش عملکرد محصول را مورد بررسی قرار داد. از نتایج حاصل از پیش­ بینی میانگین دمای هوا و پهنه ­بندی خطر سرمازدگی می­توان در برنامه ­ریزی­ های محیطی همچون کنترل بیماری­ ها و آفات، مدیریت بهینه منابع آب، برآورد خسارت وارده بر مزارع و مطالعات زیست محیطی استفاده کرد.
تخصص ها : برنج، تنش ­های دمایی، سنجش از دور، شاخص درجه­ حرارت روز سرما.


کلیه حقوق این وب سایت برای دوفصلنامه علمی- پژوهشی کشاورزی بوم شناختی محفوظ می باشد .